تبلیغات
آخرین منجی - آیا امام زمان ازدواج كرده اند؟(2)
آقای من! مهدی(عج) جان، همچنان منتظر ظهوریم

آیا امام زمان ازدواج كرده اند؟(2)

پنجشنبه 12 شهریور 1388 01:00 ب.ظ

نویسنده : M.R.B
و تنها دلیل آنان این است كه:
ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگارى ندارد، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است، و این امر باعث میشود كه حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود.
و از سوى دیگر غیبت به معناى خفاى شخص است، یعنى ناشناس بودن نه نامرئى بودن، در حالى كه با ازدواج كردن شناخته میشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسایى وى توسط همسرش میباشد.
امّا فلسفه غیبت بنا بر آنچه در روایات آمده است خوف از كشته شدن است، امام صادق(علیه السلام)درباره آن حضرت میفرماید: «براى غلام (مهدى(علیه السلام)) غیبتى است قبل از این كه قیام كند، شخصى پرسید: براى چه؟ فرمود: میترسد. سپس با دست مباركش به شكمش اشاره كرد.»([46])
مقصود امام صادق(علیه السلام) از این حركت احتمال كشته شدن آن حضرت است، و همچنین از امام سجّاد(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: «در قائم ما سنّتهایى از پیامبران گذشته وجود دارد... و سنّتى كه از موسى(علیه السلام) در او هست، خوف و غیبت است.»([47])
بنابراین، فلسفهى غیبت، دورى و پنهان بودن از مردم است تا اینكه صدمه و گزندى به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چیزى كه خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نیست، و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد.
در نتیجه میتوان گفت: ازدواج كردن امرى است مستحب و پسندیده و مهمّ، و حفظ اسرار و پنهان زیستى و حفظ جان از گزند دشمنان امرى است اهمّ و مهمتر، و هر گاه امرى دائر شود بین مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برمیگزیند.
به عبارت دیگر مصلحت اهمّ و فلسفه غیبت بیشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غیبت مانعى است براى ازدواج و میتواند از فعلیّت ازدواج جلوگیرى كند، و حال كه ازدواج مانع دارد، ازدواج نكردن آن حضرت نمیتواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقى شود، چون كه وى اعراض نكرده، بلكه امر اهمّ را اختیار كرده است.
ـ نقد و بررسى: با عنایت به دلیل فوق ممكن است برخى در مقام جواب بگویند: پنهان زیستى و خوف آن حضرت از كشته شدن مانع از ازدواج نمی تواند باشد، زیرا در روایات موارد دیگرى نیز وجود دارند كه به عنوان فلسفهى غیبت شناخته میشوند، مانند:
الف) به دنیا آمدن مؤمنانى كه در صلب افراد كافر هستند، درباره این مطلب امام صادق(علیه السلام)فرموده است: «قائم ما اهل بیت تا تمام كسانى كه (مؤمنان) در اصلاب پدران خود به ودیعت نهاده شدهاند، خارج نشوند ظهور نخواهد كرد، و هنگامی كه همه خارج شدند آن حضرت بر دشمنان خدا پیروز شده و آنها را میكشد.»([48])
ب) امتحان الهى: امام كاظم(علیه السلام) به برادرش على بن جعفر فرمود: «براى صاحب این امر (امام مهدى(علیه السلام) ) غیبتى است، كه عدّهاى از معتقدین به وى برمیگردند، این غیبت محنت و سختى از طرف خداوند است كه با آن خلقش را امتحان میكند.»([49])
ج) سرّى از اسرار الهى: در روایتى از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده است: «صاحب این امر غیبتى دارد كه گریزى از آن نیست... راوى پرسید: چرا؟ فرمود: به دلیل امرى كه ما اجازه بازگو كردنش را نداریم. راوى پرسید: پس حكمت غیبت او چیست؟ فرمود: همان حكمتى كه در غیبت حجّتهاى دیگر خداوند بوده است كه پس از ظهورش كشف خواهد شد، همان طور كه فلسفهى كارهاى خضر نبى(علیه السلام) براى موسى(علیه السلام) تا هنگام جدایى آنها كشف نشد، سپس امام فرمود: اى پسر فضل! این امر از امور خداوند و از اسرار الهى و غیبى از غیبهاى خداست.»([50])
با توجّه به موارد مذكور، و موارد دیگرى كه به عنوان فلسفه غیبت شمرده شده است، نمیتوان فلسفه غیبت را فقط در خوف از كشته شدن دانست كه با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد، شهید سیّد محمّد صدر در این رابطه مینویسد: «اگر بپذیریم كه غیبت آن حضرت به معناى مخفى شدن شخص وى است بدین معنا كه جسم مبارك او از دیدهها مخفى شده و با اینكه میان انبوه جمعیّت بوده و آنها را میبیند اما آنها او را نمیبینند، در این صورت باید گفت آن حضرت ازدواج نكرده و تا زمان ظهور مجرّد خواهد بود.
و این مسأله هیچ بعدى هم ندارد زیرا هر چیزى كه با غیبت در تضادّ باشد و آن حضرت را با خطر مواجه كند بر وى جایز نیست، چرا كه ازدواج باعث كشف شدن امر آن حضرت میگردد.
علاوه بر آن براى ازدواج لزوماً باید آن حضرت ظاهر شده و در معرض دید مردم قرار گردد، و این همان چیزى است كه باید از آن اجتناب كند.
و این فرض كه فقط براى همسر خود آشكار شود، اگر چه عقلا ممكن است ولى فرض آن بسیار بعید است بلكه فرض باطلى است، زیرا چنین زنى با خصوصیات خاصّ به طورى كه امام(علیه السلام)هویّت واقعى خود را از او مخفى نكند، و هیچ خطرى هم از ناحیهى او متوجّه امام(علیه السلام) نباشد، چنین زنى بین زنان عالم یافت نمیشود، چه رسد به اینكه بگوییم در هر عصرى چنین زنى وجود دارد
امّا اگر غیبت را به معناى پنهان بودن و پوشیدگى عنوان آن حضرت بدانیم بدین معنا كه او به صورت ناشناس در بین مردم زندگى میكند، در این صورت هیچ اصطكاكى با ازدواج ندارد و از آسانترین كارهاست، زیرا ازدواج به صورت ناشناس صورت گرفته و همسر وى نیز در طول عمر خود بر هویت واقعى او آگاه نخواهد شد، و اگر به علّت عدم مشاهده پیرى در چهرهى آن حضرت به هویت وى گمانى برد، حضرت او را طلاق داده و یا در شهرى دیگر، دورِ جدیدى از زندگى خود را آغاز كرده و دوباره ازدواج میكند&raquo.
سپس شهید صدر میگوید: «حال كه ثابت شد كه ازدواج آن حضرت در عصر غیبت ممكن است، امكان دارد بگوئیم این امر تحقّق یافته است، چون مهدى(علیه السلام) به تبعیّت از سنّت اسلامی سزاوارتر است، خصوصاً اگر معتقد شدیم كه معصوم تا جایى كه ممكن است به مستحبّات عمل كرده و مكروهات را ترك می كند.
بنابراین التزام به این كه ازدواج وى در عصر غیبت ممكن است در اعتقاد به آنكافى است»([51]).
با عنایت و دقّت در دلیل قائلین به ازدواج نكردن آن حضرت و جواب مذكور، و كلام شهید سیّد محمّد صدر نكاتى قابل تأمّل است. از جمله:
1. مواردى كه به عنوان فلسفهى غیبت از روایات قابل استفاده است كه به چند نمونهى آن اشاره شد، در عرض یكدیگر نیستند، به این معنا كه اگر غیبت براى امتحان باشد، دیگر مسألهى خوف و ترس از كشته شدن در آن نیست. بلكه اینها در طول یكدیگرند، لذا نمیتوان با بیان موارد دیگر فلسفهى غیبت قائل به ازدواج امام(علیه السلام) شد. چون در عین این كه غیبت براى ترس از كشته شدن است، براى امتحان كردن بندگان و معتقدین به آن حضرت نیز میباشد، كه این هم جاى استبعاد ندارد، به عبارت دیگر فرضیّه ترس از كشته شدن در تمام موارد دیگر نیز جارى است.
2. سخن شهید صدر در معناى غیبت به دو صورت ناشناسى (مردم او را میبینند ولى نمیشناسند) و ناپیدایى (جسم و شخص او دیده نمیشود) و بنا كردن مسألهى ازدواج را بر ناشناسى، سخن جامع و فراگیرى نیست، چون نمیتوانیم به ناشناسى به تنهایى و یا به ناپیدایى آن حضرت قطع پیدا كنیم، چرا كه ممكن است آن حضرت گاهى ناشناس باشد و گاهى ناپیدا، همانطور كه این برداشت از روایات نیز قابل استفاده است.([52])
3. شهید صدر معتقد است زنى كه لیاقت و شایستگى و به اصطلاح هم كفو آن حضرت باشد در عالم وجود ندارد، صدور این سخن از ایشان جاى تعجب است، چرا كه زنان شایسته و بایسته با فضائل اخلاقى و معنوى بالا در هر دورهاى وجود داشته و هست، زنانى همچون حضرت مریم(علیها السلام) و آسیه همسر فرعون كه در قرآن كریم الگوى دیگران شمرده شدهاند([53]) و یا مانند حضرت خدیجه همسر پیامبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) بودهاند و هستند، و از سوى دیگر در روایات وارده در شأن و خصوصیات اصحاب و یاران خاصّ امام زمان(علیه السلام) آمده است كه پنجاه نفر آنان زن میباشند.([54])
آیا اینگونه زنان كه لیاقت واقع شدن در زمره اصحاب خاص را دارند، و محرم خیلى از اسرار هستند، لیاقت همسرى آن حضرت را ندارند؟ چه مانعى دارد كه امام(علیه السلام) از میان آنان زنى را به همسرى برگزیند؟
4. به نظر میرسد كه ازدواج آن حضرت به صورت ناپیدایى امرى ممكن باشد برخلاف شهید صدر كه آن را غیر ممكن میداند، زیرا ناپیدایى امرى همیشگى براى امام(علیه السلام) نیست، و از سوى دیگر همانطور كه براى همراهان و خواصّ غائب نیست([55]) براى همسر خود نیز میتواند غائب نباشد.
ـ نتیجه گیرى: كسانى كه می گویند حضرت مهدى(علیه السلام) ازدواج نكرده است، تنها دلیلشان فلسفهى غیبت است، كه آنهم ترس از كشته شدن و افشاء سرّ امام است.
ولى با توجّه به موارد دیگر در فلسفهى غیبت كه در طول یكدیگربودند نه در عرض، این امر نمیتواند مانع ازدواج آن حضرت باشد، گرچه در این بحث فقط به عدم اثبات مانع پرداخته شده است. چون اثبات عدم المانع نیاز به اطلاعاتى كافى و جامع و احاطهى كامل بر زندگى شخصى آن حضرت دارد، و این نیز در حدّ توان ما نیست.
از سوى دیگر در مباحث تحقیقى و علمی نیاز به دلیل داریم، و براساس مدارك و ظواهر به نتیجه میرسیم، بنابراین، گرچه با وجود این گونه مدارك، ازدواج آن حضرت امرى ممكن است، ولى نمیتوانیم با قطع و یقین به آن حكم كنیم، همانطور كه نمیتوانیم به عدم ازدواج قطع پیدا كنیم.
آیا سكوت بهتر نیست؟
ـ نظریّه سوّم: گروهى دیگر می گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف كرد، و در جواب این نوع سؤالات كلمه «نمیدانم» و «نمیدانیم» را بر زبان جارى می كنند، چرا كه اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادى ما نیامده است كه باید معتقد شویم به امام زمانى كه ازدواج كرده یا نكرده است، این نوع موضوعات از مسائل شخصى است كه معمولا در روایات نیامده و كسى هم به آن نپرداخته است، حتّى امام عسكرى(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزى نفرموده است.
نگاه اجمالى به تاریخ غیبت صغرى و كبرى حاكى از وجود نداشتن چنین مسائلى است، و حتّى كسانى كه توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافتهاند، هیچگونه سؤالى درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است، و غالباً به دلیل مشكلات فراوان یا نیازهاى مادّى و معنوى و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بودهاند، گرچه اساساً سؤال نكردن از ازدواج طبیعى است چرا كه خیلى اوقات پیش میآید كه سالها با اشخاص و دوستان زیادى آشنا هستیم ولى لزومی نمیبینیم كه از زندگى شخصى او سؤال كنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه كسى است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد كه از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگى ما نیز هیچ تاثیرى ندارد، و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمیگیریم.
ـ نقد و بررسى:
درست است كه اینگونه مسائل جنبه شخصى دارند، و دانستن یا ندانستن آن تأثیرى در زندگى ما ندارد، ولى امامان ما مانند انسانهاى عادى نبودهاند كه بىتفاوت از كنارشان بگذریم، زیرا آنها هادیان و رهبران دینى و اجتماعى مردم هستند كه طبق نصوص متعدّد از آیات و روایات، داراى مقام عصمت و مصونیّت از خطا و اشتباه می باشند.
لذا دوستان و شیعیان آن حضرت دوست دارند سیره و روش آن امام را در مسائل خانوادگى و شخصى نیز بدانند و به ابهامات و یا سؤالات احتمالى ذهن خویش پاسخى مناسب بدهند. و این مسأله مختص به امام مهدى(علیه السلام) نیست، همانطور كه هنوز عدّهاى میپرسند: چرا امام حسن مجتبى(علیه السلام) با جعده ازدواج كرد؟ یا چرا امام جواد(علیه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون یعنى كسى كه قاتل پدرش بود ازدواج كرد؟ آیا از آنها فرزندى باقى ماند؟ و... امام عصر(علیه السلام) نیز ا ز این قاعده مستثنى نیست، بلكه قضیه برعكس است، و حسّاسیّت در امام زمان(علیه السلام) كه مهدى موعود است، و قیام خواهد كرد، و حكومت جهانى را تشكیل خواهد داد، و... بیشتر است.
بنابراین، اساس بحث از زندگانى شخص آن امام مانعى ندارد، گرچه به علّت موقعیّت استثنایى وى كه همان در غیبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانى نداریم. و ناچاریم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اكتفاء كنیم.
یاد آورى یك نكته:
لازم به یاد آورى است كه بحث اصلى ما ازدواج امام زمان(علیه السلام) است، كه مطالب مذكور پیرامون همین عنوان است. ولى از مباحثى پیرامون فرزندان و ویژگىهاى همسر آن حضرت كه لازمه ازدواج است خوددارى كردیم، و سعى بر این بود كه به مقدار نیاز اكتفاء، و از زیاده گویى پرهیز نماییم.
ـ نتیجه گیرى كلّى:
دلایل نظریّهى اوّل (قائلین به ازدواج آن حضرت) یا مخدوش است و رسا نیست و یا غالباً ناظر به زمان ظهور آن حضرت است، و از بیان ازدواج وى در زمان غیبت ساكت است.
و دلائل نظریّهى دوّم (قائلین به ازدواج نكردن آن حضرت) كه فلسفهى غیبت یعنى ترس از كشته شدن بود با احتمالات و ذكر موارد دیگر فلسفه غیبت و این كه آن موارد در طول یكدیگرند، نتوانست مدّعاى خود را به طور كامل ثابت كند. و دلیل نظریّهى سوّم (قائلین به توقّف) كه عدم اعتقادى بودن موضوع و عدم اطّلاع از مسائل شخص آن حضرت بود، با سیر تحقیقات علمی و اشتیاق شیعیان بر اطّلاع از این مسائل و پیدا كردن جوابى براى سؤالات و ابهامات ذهنى خود، سازگار نبود.
بنابراین، با توجّه به عمومات در استحباب ازدواج و مكروه بودن عزوبت و ترك آن در هر حالى و مانع نبودن فلسفهى غیبت، میتوان نتیجه گرفت كه وى ازدواج كرده است، و لازم نیست كه این امر باعث افشاء سرّ آن حضرت شود، و با فلسفهى غیبت منافات داشته باشد، بلكه همسر وى میتواند زنى پاكدامن و خودساخته همچون یاران خاصّ و یا ابدال آن حضرت باشد.
و همچنین لازم نیست كه این ازدواج، از نوع دائم آن باشد بلكه با ازدواج موقّت (غیر دائم) نیز میتواند به امر مستحب عمل كند، همانطور كه لازم نیست حتماً عمر همسر وى مانند عمر خود آن حضرت طولانى باشد.
و نیز لازمه ازدواج، داشتن فرزند هم نیست كه سؤال شود فرزندانش در كجا زندگى میكنند؟ بلكه ممكن است ازدواج كرده باشد ولى داراى فرزند هم نباشد، و نداشتن فرزند نیز براى آن حضرت نقص نیست، چرا كه وى میتواند صاحب فرزند شود ولى به دلیل انجام مأموریت الهى و حفظ خود از شناسایى دیگران، میتواند با اختیار خود صاحب فرزند نشود.
پس اگر چه دلیل محكم و قاطعى بر ازدواج آن حضرت در اختیار نداریم، ولى مانعى هم براى ازدواج نمیبینیم، لذا با شواهد و قرائن و عمومات ادلّه استحباب ازدواج میتوانیم معقتد شویم، كه آن حضرت ازدواج كرده است.
واللّه اعلم.
«كتابنامه»
1. مجلسى، محمدباقر، بحار الأنوار،مؤسسه الوفاء، بیروت / 1404.
2. نورى طبرسى، میرزا حسین، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمكران، چ دوم / 77.
3. سعادتپرور، على، الشموس المضیئة، نشر احیاء كتاب، چ أوّل / 80، مترجم: سید محمدجواد وزیرى.
4. حرّ عاملى، محمّد بن الحسن، وسایل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم / 1409.
5. مكى عاملى، محمّد بن جمال، اللمعة الدمشقیة، 10 جلدى، دار العالم الاسلامی بیروت.
6. نجفى، محمّد حسن، جواهر الكلام.
7. طباطبایى یزدى، محمّدكاظم، عروة الوثقى.
8. طباطبایى، محمّد حسین، شیعه در اسلام، انتشارات جامعه مدرسین، چ دوازدهم / 76.
9. نعمانى، ابن أبی زینب، الغیبة، انتشارات صدوق.
10. رضوانى، على اصغر، موعودشناسى، انتشارات مسجد جمكران، چ أوّل / 84.
11. سیّد ابن طاووس، جمال الاسبوع، انتشارات رضى، قم.
12. حرّ عاملى، محمّد بن الحسن، اثبات الهداة، 3 جلدى، مكتبة العلمیة قم.
13. عاملى، جعفر مرتضى، دراسة فی علامات الظهور والجزیرة الخضراء، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم ترجمه محمّد سپهرى.
14. تهرانى، آغابزرگ، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، دار الاضواء، بیروت.
15. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ناشران قم، چ أوّل .
16. باقى، محمدرضا، مجالس حضرت مهدى(علیه السلام)، نشر صدر، چ أوّل / 78.
17. طوسى، محمّد بن حسن، الغیبة، انشتارات بصیرتى، چ دوم.
18. صدوق، محمّد بن علیّ، كمال الدین، نشر اسلامی 2 جلدى.
19. صدوق محمّد بن علیّ علل الشرایع، دار احیاء التراث العربى، چ دوم.
20. صدر، سیّد محمّد، تاریخ الغیبة الكبرى، دار التعارف سوریه.
21. عیاشى، محمّد بن مسعود، تفسر القرآن، نشر علمیه قم.
22. كلینى، محمّد بن یعقوب، اصول كافی، دار التعارف، لبنان.
23. افتخارزاده، سیّد حسن، گفتارهایى پیرامون امام زمان(علیه السلام)، نشر شفق، چ چهارم / 79.
24. سیّد ابن طاووس، الامان، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، قم / 1409 هـ.
25. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، 4 جلدى، 1413 هـ.
26. إبراهیم بن علیّ، كفعمی، المصباح، انتشارات رضى، قم / 1405 هـ.
در آخر نتیجه میگیریم كه مانعی برای ازدواج حضرت وجود ندارد.
امیدواریم كه با این مطلب رفع شبهه شده باشد.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -